<
وبلاگicon
> سلام بر مظلومیت علی (ع)
سلام بر مظلومیت علی (ع)
خدا رو شکر مولایم علی شد...


طبع مى‏خواهد كه وصف زینب كبرى كند

لیك، قطره  كى تواند صحبت از دریا كند؟


توسن طبعم در اینجا پاى در گل مانده است

مرغ بى ‏پَر چون سفر بر عرصه عُنقا كند؟


نطق گویا عاجز است از شرح و ذكر وصف او

كى تواند خامه مدح آن ملك ‏سیما كند؟


جد پاكش مصطفى، باب كبارش مرتضاست

مادرش زهرا كه مدحش ایزد یكتا كند


چون حسین و چون حسن دارد برادر، هر یكى

ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عیسى كند


در شهامت ‏بود وارث بر على مرتضى

همت والاى او تفسیر «كرمنا» كند


دختر زهرا كه در حجب و حیا و عصمتش

نقش مادر را به خوبى در جهان ایفا كند


در شجاعت چون حسین و در صبورى چون حسن

در عبادت پیروى از مادرش زهرا  كند


دّر دریاى عفاف و گوهر گنج ‏حیاست

عفتش یاد از حیاى مریم عذرا كند


گاه  در آغوش گیرد اصغر لب تشنه را

تا بخوابد آب را در خواب خود رؤیا كند


گاه دلدارى دهد بر مادران سوگوار

گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها كند


گاه آید بر سر نعش برادر از خِیم

از ته دل ناله و فریاد و  واویلا  كند


گاه هم  گیرد ز دست دختران بى ‏پناه

از خیام سوخته رو جانب صحرا كند


كیست چون زینب كسى كو در دیار كربلا

ناله جانسوز او تاثیر در دلها  كند؟


كیست چون زینب كه با یك جلوه از نور رُخش

رخنه‏ها در قلب موسى، در دل سینا كند؟


كیست چون زینب كه در راه رواج  دین حق

مو به مو برنامه دین خدا اجرا  كند؟


كیست چون زینب كسى كو در ره دین خدا

در جهان دار و ندار خویشتن اهدا كند؟


كیست چون زینب كسى كو با اسیرى خودش

خون پاك كشتگان كربلا احیا  كند؟


كیست چون زینب كه با تدبیر مظلومانه‏اش

دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا كند؟


كیست چون زینب كسى كو در میان دشمنان

چون على مرتضى در نطق خود غوغا كند؟


كیست چون زینب كه در بزم یزید بى ‏حیا

خطبه‏اى ایراد كرده محشرى برپا  كند؟


كیست چون زینب كه او با یك كلام آتشین

تنگ و تاریك این جهان در دیده اعداء كند؟


دختر شیر خدا بود و خودش هم شیر بود

كس ندیده شیر را  كز روبهان پروا  كند


در جهان املاء دین را كرده انشاء مو به مو

كیست چون زینب كه این املاء را انشاء كند؟


پیروى باید كند از دخت زهرا و على

هر كه مى‏خواهد كه راه دین حق پیدا  كند


روز محشر گر به شكوه لب گشاید بى ‏گمان

محشرى دیگر به پا در محشر كبرا كند


دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب

دوستانش هم مقر در سایه طوبا  كند


اى «رسولى‏» غم مدار از گیر و دار روز حشر

دختر زهرا اگر از راه  لطف ایما كند


"عباس رسولى "

منبع : سایت تبیان

+ نوشته شده در   شنبه بیست و هشتم خرداد 1390;ساعت  12:28 بعد از ظهر;  توسط  زینب;  | 

هر کس بر مصیبت های این دختر ( زینب سلام الله ) بگرید ، همانند کسی است که بر برادرانش ، حسن وحسین (ع) ، گریسته است .      پیامبر اکرم (ص)

 

نام : زینب (س)

نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)

نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س)

ناریخ ولادت :  روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری

محل تولد : مدینه

کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم

القاب : صدیقه الصغری، عصمة الصغری، ولیه الله العظمی ، ناموس الکبری ، شریکةالحسین (ع) ، کامله ، فاضله و...

همسر : عبدالله فرزند جعفر بن ابیطالب

تعداد فرزندان : 3 پسر ( علی ، عون ، جعفر ) و1 دختر ( ام الکلثوم )

وفات : شب یکشنبه 15 رجب سال 63 هجری قمری

محل دفن : شام

 

مقدمه :

آن گلهای زیبا وپر طراوت بهار را دیده اید که چگونه به فضای اطراف خود جان می بخشند وهمه جا را آکنده از زیبائی و لطافت میسازند ؟ وآیا تا بحال دیده اید که ناگهان تند بادی خشمگین وبیرحم دمیوزد ، گلهای زیبا را از شاخه های درختان جدا میسازد وبر زمین میافکند.

هنگامیکه آن گلبرگهای زیبا روی زمین پراکنده میشود آن باغبان شوریده را مشاهده کنید که با چه حسرت واندوهی به آن گلبرگها ی زیبا مینگرد . قطرات اشکهایش را ببینید که آرام آرام بر گونه اش سرازیر میشود . باغبان خوب میداند که دقایقی پس از ان زیبائی وطراوت باغش با ریختن گلبرگها از بین میرود ودیگر از آن عطر مست کننده خبری نخواهد بود .

وزینب (س) نیز همچون آن باغبانی شوریده حال ناظر پر پر شدن گلهای زیبائی بود که جهان را عطراگین میساختند ونمونه های کاملی از فضیلتهای انسانی بودند.  زینب در دنیائی پر از نامردی ، پلیدی وفریب صلای آزادی وانسانیت سرداد واز فضیلت های انسانی وارزش تعالیم اسلام سخن گفت ومردمی را که دست خویش را بجنایت آلوده وبعد ابلهانه بر کرده های خویش افسوس خورده وبر سوگ نشسته بودند بباد ملامت گرفت .

 

هوش و ذكاوت:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین (ع) و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم (س)ایراد فرمودند، حضرت زینب  (ع)  روایت فرموده است.  كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فلسفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

 

 

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد (ع) در حق ایشان فرمودند:

«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است».

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

«به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا (ص)  وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). سوره مبارکه آل عمران ، آیه  169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.

صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است.
اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.

ايثار، فداكاري،  صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

 

 

كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم (ع ) ، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم (ص) ، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل (ع)  كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب (س) نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.


منبع :

www.tbzmed.ac.ir

+ نوشته شده در   شنبه بیست و هشتم خرداد 1390;ساعت  12:19 بعد از ظهر;  توسط  زینب;  | 







ای بارگهت قبله گه اهل نیاز


وی روضه ی حضرت تو خلوتگه راز


در خانه ی کعبه ی زادی و زادگهت


شد قبله ی مسلمین به هنگام نماز


ای ذات خدای را تو مرآت جلی


وی نور مبین کاشف سر ازلی


در مدح تو این بس که نبودی دوزخ


لواجتمع الناس علی الحب  علی

+ نوشته شده در   سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390;ساعت  11:56 قبل از ظهر;  توسط  زینب;  | 

۱) کشتن مؤمن

۲) تهمت به زنان پاکدامن


۳) پیمان شکنی و قطع رحم : رسول خدا (ص) : سفارش میکنم


امت خود را چه کسانی که حضور دارند و چه آنان که غایب هستند


حتی آن کسانی که هنوز در پشت پدران و رحم مادران خود هستند


و تا روز قیامت به مرور


زمان می آیند ، یه صله رحم و رابطه ی خویشاوندی ولو  لازم باشد


به اندازه ی یک سال مسافرت کنند . زیرا صله رحم از امور دینی


است.


۴) ترک امر به معروف و نهی از منکر


۵) آزار اهل بیت : زید بن علی بن الحسین از پدر بزرگوارش


نقل میکند که


فرمود : روز جمعه ای بود که امام حسین به مسجد آمد دید


عمر بن خطاب


روی منبر رسول خدا (ص) نشسته امام حسین (ع) خطاب به وی


فرمود:


از منبر پدر من پایین بیا . عمر گریه کرد و  گفت راست میگویی منبر

پدر

توست نه منبر پدر من . امیر المؤمنین که حضور داشتند فرمودند:


به خدا

سوگند این حرف من نبود حرف خود حسین بود . عمر گفت : من


شما را

متهم نمیکنم . سپس از منبر به زیر آمد و امام حسین (ع) را کنار


خود نشاند


و خطاب به مردم گفت : ای مردم خودم از رسول خدا شنیدم که


فرمود:


حرمت مرا از طریق عترت و ذریه ام رعایت کنید کسی که مرا حفظ


کند خدا را حفظ کرده آگاه باشید از رحمت خدا دور است کسی که


با رفتار بد


نسبت به آن مرا آزار دهد این مطلب را سه بار تکرار کرد.


یونس بن یعقوب از امام صادق (ع) روایت میکند که حضرت فرمود

جدم

رسول خدا میفرمود : ملعون است ملعون است کسی که پس از من

به

دخترم فاطمه ستم کند حق او را غصب نموده و او را به شهادت

برساند .


ونیز فرمود : ملعون است کسی که علی بن ابی طالب را به خشم

آورد و

با او دشمنی کند . کسی که با علی دشمنی کند با رسول خدا

دشمنی

کرده و کسی که با رسول خدا دشمنی کند خداوند او را در دنیا و

آخرت

لعنت میکند .


۶) شرابخواری : رسول خدا (ص) تنها در مورد شراب ده طایفه را مورد

لعن قرار داده است : ۱. کسی که درخت آن را به منظور استفاده

برای

شراب میکارد. ۲. کسی که آن درخت را حرس و اصلاح می نماید.


۳. کسی که شراب را میفروشد .


۴. کی که شراب را میخرد.


۵. کسی که شراب را میخورد .


۶. کسی که پول شراب را میخورد.


۷.کسی که آب انگور را برای شراب میگیرد.


۸. کسی که شراب را حمل میکند.


۹. کسی که شراب را برای او میبرند.


۱۰. کسی که ساقی شراب است.


امام صادق (ع) میفرماید : کسی که جرعه ای شراب بنوشد مورد

لعن

خداوند فرشتگان پیامبران و مؤمنین است و اگر شراب بخورد تا مست


شود روح ایمان از او جدا میشود و به جایش روح کثیف و ناپاک شیطان

قرار

میگیرد در این هنگام است که نماز را ترک کند و هنگامی که نماز را

ترک

کند مورد سرزنش فرشتگان واقع خواهد شد .


رسول خدا (ص) میفرماید: ملعون است ملعون است کسی که

بر سر

سفره ای بیشیند که در آنجا شراب خورده میشود . همچنین فرمود :

با

افرادی که اهل شرب خمر هستند نشست و برخاست و همنشینی

نداشته

باشید زیرا وقتی لعن نازل شد دامن هر کس را که در آن مجلس

است

نیز میگیرد.


 ۷) عاق والدین


۸) ربا خواری: علی بن ابی طالب میفرماید : رسول خدا (ص)  ربا خوار

و

کسی که ربا میدهد و نویسنده ی سند و دو شاهد آن مورد لعن قرار داده

است.


۹) فتوای بی سند : امام باقر (ع) میفرماید : کسی که بدون آگاهی لازم

برای مردم فتوا دهد ملائکه ی رحمت و ملائکه ی عذاب او را لعنت

کنند و گناه

تمام کسانی که به این فتوا عمل کنند بر عهده ی اوست.


+ نوشته شده در   یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390;ساعت  12:49 بعد از ظهر;  توسط  زینب;  | 

مرگ از ضروریات و بدیهیات حیات بشری است کمتر در محافل و مجالس از
 
مرگ سخن به میان می آید . همه از یاد او گریزانند ولی او بسیار مشتاق به

 ملاقات  همگان است.

 

مفهوم مرگ از دیدگاه های مختلف

 

ره یافتگان کوی حقیقت ، مرگ را تغییر حال انسان دانسته اند که از حالتی به

حالت دیگر متحول میشود و مرگ وسیله ایست برای مفارقت روح از بدن و از

آن پس هیچگونه تصرفی در بدن نخواهد داشت . مگر به اذن الهی و مرگ

ابزاری است برای انتقال انسان از عالم ماده به عالم معنوی برزخ.

گروهی مرگ را فنا و نابودی تلقی میکنند و انسان را مانند حیوانات میدانند

که پس از مرگ معدوم خواهند شد.

از بین این تعاریف آنچه را که به حقیقت نزدیکتر است این است که مردن

وسیله ایست که باعث تحول و دگرگونی انسان از عالم ماده به برزخ می گردد.

و انسان برزخی یا از نعمات الهی بهره مند است یا از عذاب و عقاب معذب و

معاقب است و تا صور اسرافیل این حیات برزخی استمرار دارد .

سپس در قیامت کبری حضور جسمانی و روحانی پیدا خواهد کرد .

 

انواع مرگ

 

مرگ را به دو نوع میتوان قسمت کرد:

۱. مرگ کراهت   ۲. مرگ کرامت

مرگ کرامت مؤمنان راست و مرگ کراهت کافران راست در مرگ مؤمن گویند:

ای نفس مطمئنه به سوی خدا بازگرد و کافر را گویند : امروز عذاب رسوائی

سزای شماست که ناحق میگفتید و از آیات الهی سرباز میزدید.

 

گفتگوی خداوند با حضرت آدم درمورد مرگ

 

 حضرت آدم هزار سال عمر کرد چون روزگار عمر او به سر رسید از جانب حق

وحی آمد که ای آدم فرزند خود شیث را وصیت کن که عمرت به آخر رسید .

آدم گفت : پروردگارا این مرگ چیست؟ فرمود روح از کالبدت جدا کنم و تو را نزد

خود آرم و کردار تو را جزا دهم و هر کسی که کردار بد داشته باشد عقاب بیند.

آدم پرسید : این مرگ تنها مرا باشد یا همه ی فرزندانم خواهند چشید؟

ندا آمد ای آدم هر کسی حلاوت حیات چشید ناچار حرارت مرگ هم میچشد.

 

سفارشی از علی (ع) در پیرامون مرگ

 

و شما را سفارش میکنم که به یاد مرگ باشید و از آن غافل نباشید و چگونه

از آن غافلید در حالی که او از شما غافل نیست و چگونه طمع دارید از کسی

که شما را مهلت نمیدهد . پس برای شما کافی است پند دهنده ، مردگان

را که دیدید آنها را بر دوشها به سوی قبرهاشان بردند و در قبرها نهادند .

پس گویا اینها بنا کنندگان دنیا نبودند و همیشه آخرت جایگاه آنان بوده است.

بیرون رفتند از دنیایی که در آن سکونت داشتند و جای گرفتند در گوری که از

آن میرمیدند . به دنیا انس گرفتند . دنیا ایشان را فریب داد آنها را به خاک

انداخت پس خدا شما را بیامرزد . مرگ پند دهنده ایست برای خردمندان و

عبرت برای نادانان و غافلان ، و پیش از رسیدن قیامت چزهایی را میدانید از

تنگی قبرها و فراوانی غم و اندوه و از ترس محلی که آگاه می شوید .

و جابه جا شدن دنده ها بر اثر فشار قبر و استوار کردن سنگ پهن که قبر را

با آن می پوشانند و کر شدن گوش ها از صداهای وحشت انگیز قبر و تاریکی

لحد و ترس عذابی که خداوند خبر داده است پس ای بندگان از خداوند بترسید.

 

مرگ از دیدگاه امام صادق (ع)

 

از امام باقر (ع) سوال شد که مرگ چیست ؟ فرمود : مرگ خوابی است که

هر شب به سراغ شما می آید اما اینبار بسیار طولانی است انسان مرده از

خواب بیدار نمیشود تا روز قیامت بر پا گردد و خداوند او را با صور اسرافیل از

خواب عمیق و طولانی اش بیدار خواهد کرد.

خداوند در قرآن فرموده : ای بنده ی من بدان که مؤمن در گور همچون کودک

است در رحم مادر تو خود بیندیش تا اول در رحم مادر حالت چگونه بوده است؟

ضعیف بودی نه قوت بود نه قدرت نه رفتن و گرفتن نه شنیدن و نه گفتن تو را در

آن تاریکیها پدید آوردم و جگر مادر به سان آینه پیش روی تو بداشتم شکل تو

در آن تاریکیها پدید آوردم و تو در ناز و نعمت بودی و کسی از تو خبری نداشت

پس بدان که من به آخر همان کنم که به اول کردم .

بینایی و شنوایی و گویایی و گیرایی و روایی بستانم آنگاه در لحد نهم

چنانکه در ابتدا جگر مادر را آینه ساختم لحد را آینه سازم به آخر هم بهشت

را به تو رسانم تا بدانی که من کریم و رحیم و لطیفم .

ای بنده ی من خواستم یوسف صدیق را از دست برادران حسود برهانم سه

روز اورا در زندان چاه بداشتم و چون خواستم ملک مصر را به او بسپارم به سه

روز زندان ارزد .  و فرمانروایی کشور مصر به ۷ سال زندان در مصر ارزد و مؤمن

را جمال پدر ومادر به نه ماه زندان رحم ارزد و دیدار خدای ازل وابد  به هزاران

سال زندان لحد ارزد.

 

فشار قبر برای همه الا سه گروه :

 

۱. انبیاء و اوصیاء الهی چرا که آنها دارای عصمت هستند و از هر لغزش و

گناهی دورند لذا عذاب قبر نخواهند داشت .

۲. فاطمه بنت اسد ابن هاشم که مادر حضرت علی (ع)  می باشد . از حضرت

رسول اکرم (ص) روایت شده که آن حضرت فرمود : فاطمه مادر علی (ع)

فشار قبر ندارد .

۳. بیمار مؤمنی که سوره ی مبارکه ی توحید را بخواند و با همان مرض از دنیا

برود او هم از فشار قبر معاف خواهد شد.

محمد بن مسلم می گوید به امام صادق (ع) عرض کردم آیا مردگان را زیارت

کنیم ؟ فرمود : آری گفتم : آیا وقتی به نزد آنان می رویم ما را درک می کنند؟

فرمود : به خدا قسم آری به تحقیق ایشان شما را درک می کنند و خوشحال

می شوند و به شما انس می گیرند.

+ نوشته شده در   یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390;ساعت  12:38 بعد از ظهر;  توسط  زینب;  | 

قلبت را با موعظه و اندرز زنده کن ،

و هوای نفست را با زهدو بی اعتنایی بمیران ،

دل را با یقین نیرومند ساز و با حکمت و دانش نورانی نما،

و با یاد مرگ رام کن،

و آن را به اقرار به فنای دنیا وادار ،

و با نشان دادن فجایع دنیا او را بصیر گردان ،

و از حملات روزگار و زشتی های گردش شب و روز بر حذرش دار،

اخبار گذشتگان را بر او بازگو نما ،

و آنچه را که به پیشینیان رسیده است یادآوریش کن،

در دیار و آثار مخروبه های آنها گردش نما و درست بنگر

که آنها چه کرده اند ،

ببین از کجا منتقل شده اند و کجا فرود آمده اند ،

خواهی دید از میان دوستان منتقل و به دیار غربت بار انداخته اند،

گویا طولی نکشد که تو هم یکی از آنها خواهی بود ،

منزلگاه آینده ی خود را اصلاح کن ،

و آخرتت را به دنیا مفروش...

+ نوشته شده در   یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390;ساعت  11:42 قبل از ظهر;  توسط  زینب;  | 





ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   چهارشنبه هجدهم خرداد 1390;ساعت  10:40 قبل از ظهر;  توسط  زینب;  | 


شهادت امام هادی (علیه السلام )

بر امام عصر حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف

و بر تمامی شیعیان و منتظران ظهور مهدی (عج)

تسلیت باد

+ نوشته شده در   دوشنبه شانزدهم خرداد 1390;ساعت  11:28 قبل از ظهر;  توسط  زینب;  | 

  ستاره طارق چیست؟

  آیا ستاره طارق یکی از پنج صیحه یا ندای ذکر شده در آخر الزمان است؟

  ظهور ستاره طارق بر چه دلالت دارد و چه تاثیراتی دارد؟

  آیا طارق پیش از این نیز ظاهر شده؟

  هنگام طلوع ستاره طارق چکار باید کرد؟

  آیا می توان تاریخ ظهور طارق را با توجه به پیشرفتهای علمی و فضایی

 پیشگویی نمود


در سال ظهور و یا سال قبل از آن پنج صیحه یا ندا شنیده می شود .

یکی از این صیحه ها که در شب بیست و

سوم ماه مبارک رمضان است صیحه جبرئیل امین است که به نام

قائم آل محمد ندا می دهد و یک ندا از شیطان که در روز جمعه بعد

از زوال خورشید است . سه صیحه یا ندای دیگر مربوط به سه واقعه

یا به عبارت بهتر بلای طبیعی است که در دو تا از آنها در مشرق و

دیگری در مغرب روی می دهد.

در مقالات مربوط به آتشی از مشرق و آتشی از مغرب این دو صیحه

شرح داده شد. بر اساس روایات واقعه دیگری غیر از آنچه ذکر شد در

نزدیکی ظهور در مشرق زمین اتفاق می افتد.

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار

   

 در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان

 دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان است.

در روایات اسلامی نیز چندین بار از این دنباله دار سخن رفته و پیامبر

اسلامی صلی الله علیه و اله و سلم نیز مفصل در باره آن در حدیثی

طولانی و مفصل توصیاتی را نموده اند که نشان می دهد موضوع از

اهمیتی خاص برخوردار است .

عن نعيم بن حماد في كتابه الفتن رقم638 جاء فيها قال " ص " إذا

كانت صيحة في رمضان فإنه يكون معمعة في شوال قلنا وما الصيحة

يا رسول الله قال هدة في النصف من رمضان ليلة جمعة فتكون هدة

توقظ النائم وتقعد القائم وتخرج العواتق من خدورهن في ليلة جمعة

في سنة كثيرة

الزلازل فإذا صليتم الفجر من يوم الجمعة فادخلوا بيوتكم وأغلقوا أبوابكم

وسدوا آذانكم فإذا أحسستم بالصيحة فخروا لله سجدا وقولوا سبحان

القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس فإنه من فعل ذلك نجا ومن لم

يفعل ذلك هلك.

از نعیم بن حماد در کتاب "الفتن " آمده است :

 

پیامبر (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: هر گاه در ماه رمضان صدای

صیحه بلند شد پس در شوال جنگ آغاز می گردد.  گفتیم:

ای رسول خدا، صدای بلند

چیست؟ فرمود: صدای شدید فرو افتادن چیزی است در ماه رمضان،

درشب جمعه ای ، در سالی پر از زلزله ها که خوابیده را بیدار می کند،

ایستاده را می نشاند و دختران جوان را از سراپرده هایشان بیرون

می آورد.

بنا بر این، هرگاه نماز صبح روز جمعه را خواندید، داخل خانه­ هایتان

شوید، درها و روزنه ها را ببندید، خود را بپوشانید و گوشهایتان را بگیرید.

هر گاه آن بانگ بلند را احساس کردید، برای خدا به سجده در افتید و

بگویید:

«سُبحان القدّوس، سُبحان القدّوس، ربّنا القدّوس».


زیرا هر کس چنین کند، نجات می یابد و هر کس چنین نکند، نابود

می شود.  الفتن، ص ۱۳۶، جزء ۳، ح ۶۱۹ . 

( توضیح اینکه این روایت از ابن مسعود هم نقل شده است)


در روایتی دیگر از امام باقر (علیه السلام) آمده :

هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی ‏آور در مشرق طلوع

می‏کند.نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که

خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه‏ السّلام)، آن گاه که او را در آتش

افکندند و زمانی که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و

هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پس هر گاه آن را

دیدید، از شرّ فتنه ‏ها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن

خورشید و ماه خواهد

بود. سپس ]بنی‏ عبّاس[درنگ نمی‏کنند(دوام نمی آورند)

[جز زمانی کوتاه]،

تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود.

( الفتن، ص 148، جزء ۳، ح 607)


در روایتی دیگر آمده است : 

از علائم نزدیکی ظهور :... طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که

 همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که

دو جانب به همدیگر متّصل شوند. پدید آمدن سرخی در آسمان که در

فضا پراکنده گردد. (علامه حلی:نگاهی بر زندگی دوازده امام.

ترجمهٔ محم محمدی اشتهاردی


ابو امامه نیز نقل کرده است:

رسول خدا (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: ... هر گاه شب نیمۀ رمضان

شب جمعه باشد، از آسمان صدایی خواهد بود که بر اثر آن٬ هفتاد هزار

نفر بیهوش٬ هفتاد هزار نفر گنگ و هفتاد هزار دوشیزه پرده هاشان

شکافته می شود! گفتند: ای رسول خدا، پس چه کسی سالم

می ماند؟ فرمود:

کسی که در خانه اش بماند و به سجده پناه بَرَد و بلند تکبیر بگوید

(عقد الدرر٬

 ص ۴۰ـ۱۳۹ ٬ ب ۴ ٬ ف ۳.).

 

گفتنی است ، حادثۀ یادشده ، در روز جمعه نیمۀ رمضان  سال پیش از

ظهور، تقریباً هنگام طلوع خورشید یا کمی پس از آن ، به وقت عربستان

سعودی،رخ می دهد. البتّه چنین به نظر می­رسد، اقدامات احتیاطی­ ای

که پیامبر اسلام(صلی­ الله­ علیه­ وآله) به آنها اشاره فرموده است،

بیشتر متوجّه مردم مشرق زمین، خصوصاً خاورمیانه، می­شود.

شیخ مفید- دانشمند شیعی -  آورده است:

هر گاه ستاره ای سرخ را دیدی که آن را نمی شناسی و در مسیر

حرکت ستارگان قرار ندارد و در آسمان از جایی به جایی دیگر می رود

و مانند ستون است، در حالی که ستون نیست، پس بی گمان،چنین

چیزی نشانۀجنگ، بلاها، کشته شدن بزرگان، زیادی شرور و اندوه­ها و

آشوب در میان مردم است(الاختصاص، ص (162


امام باقر (علیه­ السلام) فرمود:

پیش از این امر (ظهور قائم)، گرفتن ماه پنج روز مانده به پایان ماه

رمضان و گرفتن خورشید در پانزدهمین روز آن رخ خواهد داد،و در این

هنگام، محاسبه منجّمان بر هم می خورد

(الغیبة، ص ۲۸۰، ب ۱۴، ح ۴۶. ).

پیشتر در مقاله آتشی از مشرق ذکر  شد که در اثر آتشفشان تامبورا

در اندونزی در سال 1815 کسوف روی داد . با توجه به همزمانی ظهور

دنباله دار و یا ستاره سرخ رنگ و کسوف خورشید احتمال دارد یکی از

دلایل کسوف غیر طبیعی و غیر وقت قرار گرفتن دنباله داری در بین

زمین و خورشید باشد.( الله اعلم و اعلی)

همچنین، در خبری دیگر از کعب الأحبار، می خوانیم :


نابودی بنی عبّاس هنگام آشکارشدن ستاره ­ای در دل آسمان و صدای

شدید فروافتادن چیزی از آسمان و شکافته­ شدنی است. همۀ اینها در

ماه رمضان خواهد بود. سرخی میان پنجم تا بیستم رمضان است و

صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان در نیمه تا بیستم ماه می باشد

و شکافته ­شدن از بیستم تا بیست و چهارم خواهد بود. و ستاره­ای دیده

می­شود که مانند ماه نورافشانی می کند و سپس چونان مار در هم می

پیچد تا جایی که نزدیک است دو سر آن به هم برسند. و دو لرزش در

شبِ پدیدآمدنِ دوفرورفتن خواهد بود، و ستاره ای که شهابی به وسیلۀ

او پرتاب می شود و از آسمان فرو می افتد؛ با آن صدایی شدید است تا

آنکه در مشرق می افتد

و مردم از آن دچار بلایی سخت می شوند.

(الفتن، ج ۱، ص۲۳۰، جزء ۳، ح ۶۴۳

، مکتبة التوحید، قاهره، چاپ اوّل، ۱۴۱۲ هـ. ق. )

 

 ابن مسعود می گوید: 

 در ماه صفر نشانه ای خواهد بود  و ستاره ای دنباله دار آشکار

می گردد .

الفتن ، ص 148 ،جزء 3، ذیل ح 609

از امام علی علیه­ السلام در بارۀ تفسیر " طارق" (رونده در شب)

پرسیده شد، فرمود:

آن، زیباترین ستاره در آسمان است،

در حالی که مردم نمی شناسندش...

(6). بحار الأنوار، ج ۵۵، ص۸۹ ، ب ۹، ح ۴.  

باز هم در قرآن کریم می­خوانیم:

منتظر روزی باش که آسمان دودی آشکار را پدید آورد*

این دود که مردم را فرا می­گیرد، عذابی دردناک است*(7).

قرآن کریم،

سورۀ دخان، آیۀ ١1- ۱٠.  

امام باقر (علیه­السلام) فرمود:

پیش از قیام قائم (علیه­السلام) مردم به وسیلۀ آتشی که در آسمان

آشکارمی شود و سرخی ­ای که آن را فرا می گیرد، از گناهانشان

بازداشته می شوند(10). الإرشاد، ج ۲، ص ۳۸۷. 


بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و

سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز

می گردد ، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد.

احتمال دارد این دو یکی باشند و یا دو موضوع جدا از هم که سعی داریم

با توجه به یافته های علمی دانشمندان و سایتهای علمی به آن بپردازیم.

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات اخر الزمان ادیان دیگر هم

آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی

هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع

عصری جدید می دانند و زمان آن را سال  2012 اعلام کرده اند.

 

در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد

ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و

زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد

شده. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از ان نیز از برخورد

دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی

می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن

تعیین نشده است.

در قرآن کریم سوره ای به نام طارق وجود دارد که به همین دلیل

نام مقاله را از نام این سوره گرفته ایم .در این سوره به طارق قسم

یاد شده و آن را ستاره ثاقب لقب داده . در تفسیر این سوره آمده است

که طارق همان ستاره دنباله داری است که در آخر الزمان به زمین

نزدیک می شود و با زمین برخورد می کند. منظور از طارق ، رونده

در شب یا کوبنده شب ، که درقرآن کریم به آن قسم یاد شده ستاره

درخشانی است که نور آن بسیار  با

نفوذ و زیبا می باشد. ثاقب به معنای فرو رونده و نفوذ کننده است.

ظهور این ستاره دلیلی بر نزدیک بودن آخر الزمان است و در انتهای

سوره نیز به کافران هشدار داده شده . این سوره یکی از معجزات

علمی قرآن است .قرنها طول کشید تا اینکه دانشمندان دریابند اولین

نشانه های حیات بر روی زمین با سقوط شهاب سنگها ظاهر

شد.

دانشمندان معتقدند شهاب ها که از فضا می آیند با خود آب و

دی اکسید کربن ، منو اکسید کربن و

واحدهای آمونیاک و گازهای یونیزه را وارد جو زمین می کنند و در اثر

تغییرات جوی بارندگی آغاز می گردد و زمین رویش آغاز می کند و این

موضوع به وضوح درآیات 5 تا 7  در باره خلقت انسان و در آیات

11 و 12 به پیدایش حیات

در روی زمین و بارش باران از آسمان و شکافته شدن زمین و رویش

گیاهان اشاره می کند. در حالیکه تا چند دهه قبل دانشمندان از این راز

بی اطلاع بودند. در آخرین آیه این سوره به نزدیکی عذاب کافران و بی اثر

بودن کید آنان در مقابل آیات و نشانه های خداوند و مهلتی که به کافران

داده شده تاکید می کند .

آیا طارق یکی از پنج صیحه است؟

اگر در متن روایات دقت کنیم می بینیم که به چرخش این ستاره

دنباله داردر فواصل معین زمانی اشاره شده و از جمله ، حوادث مقارن

با آن ، طوفان و هلاک قوم نوح و سپس هلاک قوم ابراهیم

(همانطور که می دانید قوم

لوط در زمان حضرت ابراهیم می زیسته و حضرت لوط همان آیین


ابراهیمی را در این قوم ترویج می نموده که با افزایش گناهان و

اصرار بر آن این قوم در

یک صیحه هلاک شده اند ) . و بار دیگر این دنباله دار در زمان حضرت

موسی و نابودی قوم فرعون ظاهر شده و آخرین بار طبق این روایت در

زمان شهادت حضرت یحیی بوده است. لذا می توان گفت که این ستاره

در فواصل زمانی مختلف از نزدیکی زمین عبور و باعث پیدایش حوادثی

در زمین می گردد. از جمله آن زلزله ، آتشفشان بارندگی های شدید و

سیل که در نهایت منجر به مرگ عده زیادی از مردم خواهد شد و تاکید بر

این است که آزمایشی برای مومنان و عذابی برای کافران است و در قرآن

از آن با نام صیحه یاد شده و در روایات بالا نیز به آن صیحه اطلاق شده .

لذا نتیجه می گیریم که طارق دنباله داری است که طلوع آن عذابی برای

کافران و بشارتی برای منتظران و مومنان بوده و  از آن به صیحه تعبیر

شده است.


هنگام شنیدن صیحه چکار باید کرد؟


چنانکه از روایات استنباط می شود این صیحه با صیحه جبرئیل امین

که در شب 23 ماه مبارک رمضان سال ظهور است فرق دارد و یک

هفته قبل از آن می باشد و همان صدای عبور ستاره دنباله دار

"طارق" است

و یک هفته پس از آن صیحه جبرئیل از آسمان و به دنبال آن ندای

شیطان از زمین خواهد بود.

این صیحه همراه با سقوط قسمتی از این ستاره دنباله دار در مشرق

زمین می باشد .

زمان سقوط قسمتی از این ستاره در وقت طلوع افتاب در روز

جمعه نیمه ماه مبارک رمضان است بطوریکه خواب را بیدار و بیدار را به

ترس و وحشت می افکند و زنان را از سراپرده بیرون می آورد و صدای

آن به حدی بلند و شدید است که همه مردم آن را می شنوند.

در سقوط بخشی از این ستاره ، عده زیادی کشته می شوند و

عده زیادی کر و گنگ و کور می گردند .

در روایت وارده از رسول خدا صلی الله علیه و

آله و سلم ، از ایشان سئوال می شود که در آن زمان ما را به چه امر

می فرمایید؟ و حضرت پاسخ می دهند صدقه بدهید و  بر شماست

نماز و تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن در آن هنگام .

سپس سوال می شود چه

علامتی برای آن است که ( صیحه) وقت دیگری از سال نباشد ؟

و حضرت می فرمایند اگر نیمه ماه مبارک رمضان گذشت و این اتفاق

نیفتاد در آن سال ایمن می باشید.

در روایت دیگری تاکید شده که این واقعه در شب جمعه در سالی

که پر از زلزله و سرما هست اتفاق می افتد .


به هنگام طلوع این ستاره و سقوط بخشی از آن در شرق

چکار باید کرد؟


در اینجا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توصیه می فرمایند که برای

ایمنی از این واقعه ، به منزل بروید و تمام درها و پنجره ها را محکم

ببندید و لباس ضخیم بپوشید و یا خود را با پارچه یا پوشش ضخیمی

بپوشانید و

گوشهای خود را محکم بگیرید ( ببندید) و به تسبیح و نماز جماعت

و سجده طولانی مشغول گردید.

سوالی که مطرح می شود این است که آیا این نکات اشاره به

وقوع جنگ و یا حمله با بمب اتمی ندارد؟

پاسخ این است که خیر زیرا اگر از سلاح اتمی استفاده گردد هیچ یک از 

امورفوق جان ما را حفظ نخواهد کرد.

سئوال دیگر اینکه آیا ممکن است این صیحه همان صوت جبرئیل علیه

السلام باشد؟

در پاسخ باید گفت که خیر ، چگونه است که پیامبر اسلام در هنگامی که

جبرئیل ما را به ندایی مهم فرا می خواند توصیه کند که گوش خود را

بگیریم

و در منزل پنهان شویم . در حالیکه گفته شده ندای جبرئیل امین را همه

مردم روی زمین می شنوند ان شاء الله.

در این روایت همچنین آمده : زمانی که احساس کردید صیحه نزدیک

می شود سجده کنید و بگویید " سبحان القدوس " و عبارت " احساس

کردید "

اهمیت زیادی در درک روایت دارد و نشان می دهد که ین صیحه تدریجی

حس می شود و شنیده می شود و فورا شنیده نمی شود .

به عبارت ، این

صوت از مکانی دور شنیده شده و سپس بتدریج بلندتر شده و به ما

نزدیک می شود و بطوریکه ما نزدیک شدن آن را حس می کنیم

قبل از آنکه بر ما تاثیر  بگذارد. و لذا برای همین گفته شده هنگامی

که " احساس کردید" . اگر

صوت ناگهانی بود نیازی به انذار و هشدار نداشت. و لذا صوت جبرئیل

امین نمی تواند باشد. هنگامی که جبرئیل علیه السلام ندا می دهد و

منظور

همان صیحه شب 23 ماه رمضان است ، همه کسانی که خداوند اراده

نماید

صدای او را در یک زمان خواهند شنید و صدای او تدریجی نخواهد بود.

لذا بدون شک این صوت صدای ستاره دنباله دار " طارق" است و

همانطور که گفته شده  بخشی از آن در مشرق سقوط می کند و از

نتایجی که به

همراه دارد ، آبها را آلوده می سازد و عده زیادی از قحطی و گرسنگی

خواهند مرد و صدای آن بسیار شدید است و تدریجی است و ناگهانی

نخواهد بود البته برای کسانی که از آن آگاه باشند و در آن زمان بیدار بوده

و به نماز صبح مشغول باشند. این صدا موجب ترس شدید در بین مردم

خواهد شد و زمین را با امواج الکترو مغناطیسی شدید پر خواهد کرد.

امواج صوتی حاصل از عبور این ستاره ما فوق درجه شنیداری انسان

است همانند شکسته شدن دیوار صوتی در هنگام عبور هواپیماهای

سریع السیر و سوپر سونیک

(و یا سقوط بمب و یا موشک و یا صفیر خمپاره برای کسانی که تجربه جبهه

را دارند ) .و این امواج برای بدن ضرر دارد و از پوست و گوشت عبور

می کند و لذا گفته شده که به داخلی ترین قسمت منزل بروید و گوش

خود را بگیرید و با لباسی ضخیم  خود رابپوشانید تا از امواج صوتی آن

در امان بمانید . زیرا

ممکن است پرده گوش پاره و در اثر شدت امواج دچار خونریزی مغزی

گردد.

 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِِ .

لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم

بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ. صدق الله العلی العظیم.


ببینید که چقدر پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام نسبت به

شیعیانشان مهربان و رئوف بوده و به آنهاعنایت خاص داشته اند.

چرا باید در این حالت سجده کنیم؟

چرا در زمان وقوع زلزله و رعد و برق شدید و گرفتگی خورشید و

ماه و یا    ترس از وقایع طبیعی هولناک نماز آیات بر ما واجب می شود؟

علت نماز و سجده چیست؟

می فرمایند وقتی صدای صیحه را حس کردید

سجده کرده و ذکر " سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس"

بگویید.

می دانیم که بهترین و زیباترین حالات برای انسان در نزد پروردگار

جهانیان سجده است اما سجده چه ارتباطی با عبور ستاره دنباله

دار دارد؟

فواید ذکر "سبحان القدوس، سبحان القدوس ربنا القدوس"

در فواید ذکر اسماء الهی و در ذیل ذکر " القدوس" آمده است که

کسی که این ذکر را بگوید، در هنگام ادای این ذکر احساس می کند

که اعضاء و جوارحش تمایلی به گناه نخواهد داشت و در می یابد که

چشمانش از نگاه حرام کراهت دارد و گوشش از شنیدن آنچه مورد

غضب خدا است روی میگرداند زیرا در این ذکر  تاثیر آشکار بر جوارح و

اعضای انسان دارد و هر کسی

که می خواهد از بندگی شیطان و معصیت رها گردد این ذکر را ورد

زبان خود سازد و بدین ترتیب خدا وسوسه شیطان را از او دور

می گرداند و این ذکر

مجرب است.

ذکر " القدوس" 150 بار در هنگام زوال موجب نورانی شدن قلب و ایمن

شدن از وسوسه های شیطان می گردد.

حالت سجده بهترین حالت برای برای جلوگیری از بیهوشی و مرگ در

موقع خوف شدید می باشد و این امر اثبات شده است.

در هنگام خوف شدید

تغییراتی در جسم انسان صورت می گیرد مثل عرق کردن و لرزش بدن و

تغییراتی نیز در باطن جسم صورت می گیرد که عبارت است از ترشح

هورمونهای مختلف و از جمله آدرنالین که موجب بسته شدن

رگهای خونی

و جریان خون در بدن می شود و خصوصا در مناطق بالاتر بدن مثل سر و

موجب می شود خون به مغز نرسد. میزان هورمون بستگی به میزان

ترس و خوف دارد و در حالات ترس شدید مانع رسیدن خون به مغز بطور

کلی شده که در نتیجه احساس سرگیجه و سپس بیهوشی و در نهایت

سکته مغزی و اغماء و مرگ خواهد شد. اگر انسان در این وضعیت در

حالت سجده باشد مغز پایین تر از سطح قلب قرار خواهد گرفت و

همینطور سایر اعضای

بدن در حالت ارتفاع کمتر از قلب قرار گرفته و خون با فشار بیشتر به

همه اعضای بدن و از جمله مغز می رسد. و چون سر پایین تر از اعضای

بدن قرار دارد خون با فشار به مغز می رسد و مانع از بسته شدن رگهای

مغز در اثر تنگی عروق خواهد شد و در نهایت مانع از بیهوشی و اغماء و

مرگ مغزی می گردد. و لذا تنها راه مصونیت در حالات ترس شدید سجده

است و این نماز و سجده تنها از سنتهای اسلامی و از معجزات پیامبر

عظیم الشأن

اسلام است. ضمن اینکه یاد خدا و تمرکز بر ذکر  موجب آرامش انسان

می گردد " الا بذکر الله تطمئن القلوب" و از ترشح هورمونهای اضافی در

بدن جلوگیری می کند و جریان خون را به حالت عادی باز می گرداند.

هنگام سجده همچنین بارهای الکترو مغناطیسی جمع شده در بدن دفع

می گردد و همانطور که ذکر شد نزدیک شدن ستاره دنباله دار با شدت و 

سرعتی زیاد، امواج الکترومغناطیس زیادی را تولید می کند که حالت

سجده به دفع این امواج به زمین و تخلیه جسم از آن کمک می کند.

شدت این امواج به

حدی است که همه دستگاههای الکتریکی و کامپیوتری را از کار

می اندازد.

در حالت عادی ، روزانه ما مقداری از  این امواج الکترومغناطیس را

از محیط دریافت می کنیم که بر سلولهای جسم تاثیر گذاشته و موجب

سردرد و بیماریهای دیگر می گردد . تخلیه این امواج از بدن تنها با سجده

بر روز زمین ممکن است و آنهم به طریق صحیح و تماس هفت نقطه

بدن با زمین . و لذا گفته شده در هنگام صیحه که بیشترین امواج

الکترو معناطیس وارد فضا

می شود سجده کنید و این سجده باید تا زمان دور شدن این دنباله دار

ادامه داشته باشد زیرا تنها راه مصون ماندن از امواج شدید

الکترو مغناطیس و

دوری از تاثیر منفی آن بر اندامها و جسم انسان است.

نکته دیگر حالت سجده انسان در وضعیت رو به قبله است که در این

حالت مدارهای مغناطیسی زمین با جسم هماهنگ شده و احساس

آرامش همراه با تنظیم جریان خون در بدن اتفاق می افتد و بر تنظیم

ضربان قلب موثر است.

سپس گفته شده ذکر

" سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس" را

تکرار کنید . تسبیح و ذکر غذای روح و مایه آرامش انسان در هنگام خوف

شدید است . تسبیح غذا و دوای مومن است و تنها غذای جسم در هنگام

سجده و نماز است کما اینکه گفته شده غذای فرشتگان در آسمانهاست.

تسبیح موجب تقویت جسم است کما اینکه پیامبر گرامی اسلام صلی الله

علیه و اله و سلم به حضرت فاطمه علیها السلام هنگامی که از ضعف

جسمی و  خستگی در انجام امور منزل شکایت کردند ، خضرت فرمودند

بهترین خدمتکار و کمک برای تو را معرفی کنم ؟ وقتی به رختخواب می

روی 33 بار سبحان الله و 33  بار الحمد لله و 34 بار الله اکبر بگو .

علماء اتفاق نظر دارند بر اینکه تسبیح موجب تقویت جسم و تقویت قدرت

تحمل جسم هنگام خوف و حوادث شدید می باشد. حتی در ماه مبارک

رمضان نیز وقتی ضعف روزه بر جسم مستولی می شود، ذکر و یاد خدا و

نماز و تلاوت قرآن نشاط خاصی به انسان می دهد.

در روایتی دیگر از پیامبر اسلام صلی الله علیه واله و سلم داریم که می

فرمایند در سه سال قحطی و گرسنگی هنگام خروج دجال، طعام و

غذای شما تسبیح و تقدیس است و این مومنان را کفایت می کند از

غذا و آب و در آن روز تکبیر و تسبیح و تحمید بجای غذا خواهد بود.

اما اینکه تاکید شده بر اینکه نماز صبح را در مسجد جماعت بخوانند در این

روز ، علت آن مصون ماندن از وسوسه های شیطان است زیرا در جماعت،

انسان اعتماد به نفس بیشتری داشته و شیطان بر او مسلط نمی شود و

در حالات ترس و خوف شدید شیطان بر انسان مسلط می گردد و لذا گفته

شده نماز را به جماعت در مسجد برگزار کنید و همین اتحاد در جماعت،

ایمان را در دلها محکم کرده و اعتماد به نفس داده و از شدت خوف و ترس

انسان می کاهد. و درنهایت چنانچه عمر انسان به اخر رسیده باشد بهترین

حالت لقاء پرورگار ، سجده است و در ادعیه امده است که خدایا مرگ ما را

در نماز و سجده قرار بده و سجده برترین و زیباترین حالت عبودیت انسان و

خضوع و خشوع او در درگاه حق است.

و لذا می بینیم که در روایت تاکید شده که اگر هر کسی این کارها را در

موقع شنیدن صیحه انجام بدهد مصون می ماند و در غیر این صورت هلاک

خواهد شد.

با توجه به اینکه نحوه مصون ماندن از ستاره "طارق " تنها در روایات و

احادیث اسلامی و شیعی آمده است ، احتمال زیادی دارد که این واقعه

عظیم و صیحه شدید بسیاری از کافران را نابود گرداند و یا دچار عوارض

بعدی گردند همانطور که در روایت شریف ذکر شده.

در حدیثی دیگر از معصوم آمده که فرمودند در آخرالزمان دو سوم مردم

روی زمین از بین می روند و تنها یک سوم باقی می مانند و عرض شد

تکلیف مسلمانان چه می شود؟ فرمودند آیا دوست ندارید یک سوم

باقیمانده باشید؟

این روایات و احادیث نشان می دهد که اطلاع و آگاهی مسلمانان و اشتیاق

شیعیان منتظر ، از این احادیث و روایات و به خاطر سپردن آن و عمل به آن

مانع از تلفات زیاد در بین آنها شده و آنها را از بلاها و فتنه های آخر الزمان

مصون نگه می دارد.

 

شاید این سئوال برای شما پیش بیاید که آیا ستاره طارق همان سیاره

ایکس یا نیبیرو و یا آپوفیس است که دانشمندان فضا آن را رصد کرده و

احتمال برخورد آن را با زمین داده اند؟ و اگر چنین است آیا با محاسبات می

توان تاریخ ظهور را تعیین کرد و آیا می توان از برخورد آن به زمین جلوگیری

کرد؟

اگر در سوره طارق دقت کنیم می بینیم که خداوند معلومات اندک انسان را

با طرح سئوال " و ما ادریک مالطارق" به چالش می کشد و به او می گوید

ای انسان تو چه می دانی که طارق چیست؟ یعنی وقتی انسان به

موضوعی علم ندارد چگونه می تواند با آن برخورد نماید و لذا انسان نمی

تواند با طارق این آیه و نشان الهی مبارزه نماید . در آیات پایانی سوره به

صراحت عجز انسان را در مقابله با طارق بیان می کند و می فرماید :

کافران می خواهند مکر کنند و ما هم مکر می کنیم و چند صباحی به آنان

مهلت داده شده. لذا نتیجه می گیریم که اراده خداوند بر این تعلق دارد که

ستاره طارق تا زمان طلوع و ظهور آن همانند ظهور قائم آل محمد عجل الله تعالی

فرجه الشریف مخفی و راز باقی بماند و  معلومات کافران هرگز به آن راه

نیابد زیرا خداوند طارق و صیحه راعذابی برای کافران قرار داده است.

( والله

اعلم واعلی)

همچنین تعیین تاریخ برای ظهور کاملا غلط و مردود است و زمان ظهور را

کسی جز خدا نمی داند و فیلمهایی که اخیرا ساخته شده و به پایان دنیا

در 2012

 و تحدیدا 21 دسامبر اشاره می کند عاری از حقیقت است.


+ نوشته شده در   دوشنبه شانزدهم خرداد 1390;ساعت  11:20 قبل از ظهر;  توسط  زینب;  | 

بر اساس روایات، غیبت به معنای «پوشیده بودن از دیدگان» است،

نه حاضر نبودن. در این دوران، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

از چشمان مردمان غایب است و آن‌ها او را نمی‌بینند؛ در حالی که آن

بزرگوار در بین مردم حضور دارد و در کنار ایشان زندگی می‌کند.

امام علی علیه السلام می‌فرماید: «سوگند به خدای علی، حجت

خدا در میان مردم است و در راه‌ها (کوچه و بازار) گام برمی دارد، به

خانه‌های آن‌ها سر می‌زند، در شرق و غرب زمین رفت و آمد می‌کند،

گفتار مردم را می‌شنود و به ایشان سلام می‌کند، می‌بیند و دیده

[و شناخته] نمی‌شود، تا وقت معیّن و وعده الهی».1 در اصطلاح مذهب

ما، غیبت، پنهان بودن یک شخصیت بزرگ آسمانی است که به او مأموریت

داده شده جامعه بشری را رهبری کند و جهانی را از مفاسد و پلیدی‌ها

دور سازد و عدل و داد اجتماعی را بر پا دارد.2انکار غیبت

منکران وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از نظر روحی،

فکری و اعتقادی مشکل دارند؛ زیرا انکار، برانگیخته از شک و تردید است.

طرح مسائلی همچون ارائه دلیل بر وجود امام غایب، علت و سبب غیبت،

فایده آن، دلیل طولانی بودن غیبت و زنده بودن امام عجل الله تعالی فرجه

الشریف، مدت غیبت و زمان ظهور، محل اسکان امام عجل الله تعالی فرجه

الشریف و ظاهر نشدن بعضی علامات و...، اشکال‌هایی است که انکار

کنندگان با ارائه کردن آن‌ها، سعی در منحرف ساختن اذهان و خدشه دار

کردن وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسائل مهدویت

دارند.

فلسفه و علل غیبت

مسئله غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یکی از اسرار

الهی است که تاکنون جز معصومان علیهم السلام کسی نتوانسته است

به راز آن پی ببرد.

تمام کارهای خداوند بر اساس حکمت و مصلحت انجام می‌گیرد و همه

رویدادهای خرد و کلان جهان با تدبیر پروردگار عالم و به اراده او انجام

می‌پذیرد.3 مسئله غیبت

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز یکی از مهم‌ترین این

رویدادهاست که بنا بر حکمت‌هایی صورت گرفته است.

البته برخی از این حکمت‌ها در احادیثی که از سوی معصومان علیهم السلام

آمده، ذکر شده است؛ هر چند وجه حکمت و علت آن به طور کامل،

جز پس از ظهور روشن نخواهد شد.

.

جاری شدن سنت‌های پیامبران در او


خداوند سنت‌هایی چون هجرت و غیبت را برای پیامبرانی چون ادریس

علیه السلام، صالح علیه السلام، موسی علیه السلام و ابراهیم

علیه السلام برقرار کرده و اراده خداوند بر این قرار گرفته است

که این سنت‌ها در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

نیز صورت پذیرد.5 پیامبران الهی گاه به امر خداوند و بنا بر علت‌ها و

مصلحت‌هایی مدتی، کوتاه یا طولانی از مردم قوم خود فاصله می‌گرفتند.

امام صادق علیه السلام در این زمینه فرموده است: «مهدی ما غیبتی

خواهد داشت که مدت آن طولانی است. خواست خدا چنین است

که سنت غیبت دیگر پیامبران درباره او اجرا شود. آنچه بر سر امت‌های

پیشین آمده است، بر سر این امت هم خواهد آمد و این سنت

تغییرناپذیر خواهد بود».6

امام علی علیه السلام می‌فرماید: «سوگند به خدای علی، حجت خدا

در میان مردم است و در راه‌ها (کوچه و بازار) گام برمی دارد، به خانه‌های

آن‌ها سر می‌زند، در شرق و غرب زمین رفت و آمد می‌کند، گفتار مردم

را می‌شنود و به ایشان سلام می‌کند، می‌بیند و دیده [و شناخته] نمی‌شود،

تا وقت معیّن و وعده الهی»


2. امتحان و آزمایش مردم


فلسفه امتحان الهی


امتحان کردن مردم، یکی از سنت‌های خداوند است

.7 او بندگان خود را به شیوه‌های گوناگون آزمایش می‌کند تا میزان صبر و

استواریشان در مسیر حق روشن شود.

این آزمایش‌ها در حقیقت برای آن است که بندگان ساخته شده و به

گوهر وجود خود پی ببرند. غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

نیز آزمایش و امتحانی است، سخت و دشوار برای اینکه خالص از ناخالص

و خوب از بد جدا شود. امام کاظم علیه السلام فرموده است:

«صاحب امر باید غیبتی داشته باشد، تا اینکه بعضی از گروندگان

از او روی گردان شوند و این، امتحانی است که خداوند آفریده‌های خود را

با آن می‌آزماید».8

3. یادآوری نعمت به مردم

بسیاری از مردم، قدرشناس نعمت‌های خداوند نیستند؛ بلکه کفران

نعمت می‌کنند. وقتی امت قدر پیامبر صلی الله علیه و آله و امام

علیه السلام را نداند و وظایف خود را در برابر او انجام ندهد، خداوند

نیز آن‌ها را تنبیه کرده و پیشوای ایشان را از آن‌ها جدا می‌کند تا به

خود آمده و ارزش و برکت وجود او را در روزگار غیبت دریابند.

امام باقر علیه السلام در این مورد می‌فرماید: «وقتی خداوند همراهی

و هم نشینی ما را برای قومی خوش ندارد، ما را از میان آن‌ها بر می‌گیرد»

.9 بهترین راه تأدیب افراد این است؛ زیرا بدین وسیله، بیدار می‌شوند

و با تغییر راه و روش خود، نعمت از دست رفته را دوباره از خداوند می‌خواهند.

4.  استقلال امام عجل الله تعالی فرجه الشریف

اگر کسی به دنبال ایجاد تحول و انقلاب باشد، به ناچار باید در ابتدای

قیام با بعضی از مخالفان خود عهد و پیمان ببندد تا بتواند اهداف خود

را دنبال کند. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز اگر بدون

آماده بودن شرایط قیام کند، یا باید پیرو دولتی باشد یا کشته خواهد شد.

ولی آن حضرت مصلح بزرگی است که در راه برپایی انقلاب و حکومت

عدل جهانی، با هیچ قدرت ستمگری سازش نخواهد کرد؛ زیرا به مبارزه

آشکار با همه ظالمان مأمور است.

امام حسن مجتبی علیه السلام می‌فرماید: «... خداوند عزوجل ولادت

او [حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف] را مخفی و شخص

او را غایب می‌کند تا برای هیچ کس در گردنش بیعتی نباشد».10

از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چرا حضرت علی علیه السلام

با مخالفان اول خود جنگ نکرد؟ حضرت فرمود: «به دلیل این آیه در کتاب

خدا که می‌فرماید: " اگر مؤمنان و کافران (در مکه) از هم جدا می‌شدند،

کافران را عذاب دردناکی می‌کردیم"»

5. حفظ جان امام عجل الله تعالی فرجه الشریفامام زمان (عج)

یکی از عواملی که سبب کناره گیری پیامبران از قوم خود می‌شد،

حفظ جان خویش بود؛ همان گونه که پیامبر صلی الله علیه و آله برای

انجام رسالت خود، از مکه بیرون رفت و در غاری پنهان شد. در روایات

بسیاری از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام آمده است

که یکی از حکمت‌های غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف،

بیم کشته شدن آن حضرت است.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «امام منتظر، پیش از قیام خود مدتی

از چشم‌ها غایب خواهد شد» و علت را چنین برمی شمارد که:

« او بر جان خویش بیمناک است».11 شهادت و کشته شدن در راه خدا،

یکی از افتخارات معصومان بوده است، ولی شهادتی مطلوب است که

در میدان انجام وظیفه الهی و به صلاح جامعه و دین باشد.

اگر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دست مردمان بد

شهید شود، زمین از حجت خدا خالی می‌شود و حکومت عدل جهانی

هم بدون رهبر می‌ماند.

6. خالی شدن صلب کافران از مؤمنان

بنا به فرموده خداوند در قرآن کریم، در اصلاب مردم کافر و منافق،

امانت‌هایی است که همان فرزندان صالح هستند و از نسل آنان پدید

می‌آیند.12 از سوی دیگر، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

با دشمنان خدا هیچ گونه سازشی نخواهد کرد؛ بلکه آن‌ها را به قتل می‌رساند

. از امام صادق علیه السلام سؤال شد:

چرا حضرت علی علیه السلام با مخالفان اول خود جنگ نکرد؟

حضرت فرمود: «به دلیل این آیه در کتاب خدا که می‌فرماید: "

اگر مؤمنان و کافران (در مکه) از هم جدا می‌شدند، کافران را عذاب

دردناکی می‌کردیم"».

سؤال شد: منظور از جدا شدن چیست؟ حضرت فرمود: «امانت‌هایی

از مؤمنان در صلب جمعی از کافران است. مهدی ظهور نخواهد کرد،

هرگز تا اینکه امانت‌های خدا بیرون آیند و چون بیرون آیند، آن گاه بر

دشمنان خدا ظاهر شود و آن‌ها را بکشد».13

پی نوشت:
1. نعمانی، الغیبه، باب 10، ج 3، ص146.
2. خادمی شیرازی، محمد، غیبت امام عصر یا پنهانی خورشید عدالت، ص 24.
3. انبیا: 33؛ انعام: 2؛ اعراف: 32 و هود: 12.
4. بحارالانوار، ج52، ص91.
5. معجم احادیث امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص192.
6. همان، ج5، ص488.
7. عنکبوت: 2 و 3.
8. بحارالانوار، ج52، ص92.
9. شیخ صدوق، علل الشرایع، ص244.
10. معجم احادیث امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص165.
11. بحارالانوار، ج52، ص95.
12. فتح: 25.
13. بحارالانوار، ج 52، ص97.

+ نوشته شده در   یکشنبه پانزدهم خرداد 1390;ساعت  11:40 قبل از ظهر;  توسط  زینب;  | 

مناظره امام حسین علیه السلام با عمر

 

روزی عمربن خطاب روی منبر پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نشسته،


و برای مردم سخنرانی می‌كرد؛ در ضمن سخنان خود، یاد‌آور شد كه


من برجان و مال مؤمنان ولایت دارم.


امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ از گوشه مسجد، خطاب به عمر فرمود:


«اِنْزِل أیُّها الْكَذّابُ عن مِنْبَرِ أبی رَسولِ اللهِ ـ صلی الله علیه و آله ـ لامِنْبَرِ


أبیكَ.»


مردك دروغگو از منبر‌یكه تعلق به پدرم رسول خدا ـ صلی الله علیه


و آله ـ دارد، و ربطی به پدرت ندارد پایین بیا.


عمر گفت:«حسین! آری بجان خودم سو‌گند كه این منبر از آن پدر


توست نه پدر من، اما چه كسی این سخن را به تو آموخته؟


حتماً پدرت علی این كلمات


را به تو یاد داده است؟!.»


حضرت فرمودند: «اگر بفرمان پدرم سخن بگویم و فرمان پدرم را


اطاعت كنم.


بجان خودم سوگند كه او هدایتگری راستین است و بوسیله او هدایت


خواهم شد؛ پدرم علی ـ علیه‌السّلام ـ طبق پیمانی كه پیامبر خدا ـ


صلی الله علیه و آله ـ بوسیله جبرئیل و از جانب خداوند آورده است، بر


گردن مردم بیعت دارد،


و جز افرادیكه منكر كتاب خدا هستند كسی نمی‌تواند این بیعت را انكار 


نماید،


مردم ازاین بیعت و پیمان الهی قلباً آگاهند؛ امازباناً آنرا انكار می‌كنند.


وای بر آنان كه حق ما اهلبیت را انكار می‌نمایند، اینان چگونه با پیامبر


خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ روبرو خواهند شد با آنكه پیامبر ـ صلی الله


علیه و آله ـ


بر آنان غضبناك خواهد بود، و برای خو‌یشتن عذابی سخت در پیش


دارند؟


عمر به آن حضرت گفت:«ای حسین! هر كس حق پدرت را انكار كند


لعنت خدا بر او باد، لكن بدان كه مردم، ما را به حكومت گماشتند


و ما نیز این حكومت را


پذیرفتیم، اگر مردم پدرت را امیر خود می‌ساختند، ما نیز فرمان


می‌بردیم.


حضرت به او گفت:


«یَا بْنَ الخَطّاب! فاَیُّ النّاسِ اَمَّرَك عَلی نفْسِهِ قَبْلَ اَنْ تُؤمَّرِ اَبابَكْرِ عَلی


نَفْسِكَ


لِیُؤَمِّرَكَ علَی النّاسِ بلاحُجَّهٍ مِنْ نبیٍّ وَ لا رِضیً مِنْ آلِ مُحَمَدٍ ـ


صلی الله علیه و آله ـ


«ای پسر خطاب! پیش از آنكه تو ابوبكر را بر خویشتن امیر سازی،


تا او هم درمقابل، بدون هیچ‌گونه مدر‌كی از طرف پیامبر ـ صلی الله


علیه و آله ـ ، و بدون


رضایت اهل بیتش، تو را بر مردم امیر سازد، كدام مردم ترا بر خود


امیر كرده بودند؟


«فَرِضاكُمْ كانَ لُمِحَمَّدٍ ـ صلی الله علیه و آله ـ رِضیً وَ رِضیَ اَهْلِهِ كان


سَخَطاً

 

اای عمر!آیاتو چنین می‌پنداری كه رضایت تو موجب خوشنودی حضرت


محمّد


ـ صلی الله علیه و آله ـ است، اما خشنودی اهل بینش موجب غضب او


خواهد بود؟!


«أما وَالله لَوْ اَنَّ لِلّسانِ مَقالاً یَطولُ تَصْدیقُهُ وَ فِعْلاً یُعنیهِ المُؤمِنونَ لَما


تَخَطََّبْتَ


رِقابَ آلِ مُحَمَدٍ ـ صلی الله علیه و آله ـ وَ صِرْتَ الحاكِمُ عَلَیْهُمْ بِكِتابٍ نُزِّل


فیهِم


لا تَعْرِفُ مُعْجَمَهُ وَ لا تَدْری تَأویلَهُ، اِلاّ‌سَماعُ الاذانِ.»


به خدا سوگند اگر زبانم باز بود كه حقایق را بگویم، و مردم نیز حقایق را


تصدیق می‌نمودند، و افراد با ایمانی بودند كه وارد عمل شوند تو


نمی‌توانستی روی منبری كه مربوط به خاندان پیامبر ـ


صلی الله علیه و آله ـ


است قرار‌گیری، و روی سر آنان به سخنرانی پردازی، و با قرآنی

كه در این


خاندان نازل گشته است بر آنان حكومت كنی، با اینكه كلمات و


حروف قرآن را


از یكدیگر نمی‌‌شناسی و جز مسمو‌عاتی اندك از تفسیر و تأویل آن


سر در نمی‌آوری.


«الُمخْطِیءُ وَ المُصیبُ عِنْدَكَ سَواءٌ، فَجَزاكَ الله جزاءَكَ، وَ سَألَكَ،


عَمّا أحْدَثْتَ


سؤالاً خفیّاً»(1)


«در بی كفایتی تو همین بس كه بین خطا‌كاران و پاكان فرق نمی‌گذاری،


خداوند ترا بسزای كرده‌هایت برساند، و درباره این همه بدعت‌ها كه بنیان


گذاشتی، سخت مورد بازپرسی‌ات قرار خواهد داد.

 

منبع:تاریخ ابن عساكر.


+ نوشته شده در   جمعه سیزدهم خرداد 1390;ساعت  11:39 قبل از ظهر;  توسط  زینب;  | 

صهاک کنیز حبشی عبدالمطلب بود و برای او شتر می چرانید.


نفیل با او زنا کرد و خطاب را به دنیا


آورد. خطاب وقتی به سن بلوغ رسید به صهاک طمع کرد و با


او زنا نمود و دختری به دنیا آورد. آن دختر را در پارچه از پشم پیچید

 و از ترس مولایش او را بر سر راه گذاشت. هاشم بن مغیره او را دید

 و برداشت و تربیت کرد و نامش را "حنتمه‌" گذاشت. وقتی حنتمه به

 سن بلوغ رسید روزی خطاب او را دید و در او طمع کرد و او را از هاشم

 خواستگاری نمود. هاشم او را به ازدواج خطاب در آورد ! و عمربن

 خطاب متولد شد. بنابراین خطاب پدر و پدر بزرگ و دایی عمر است

 و حنتمه مادر و خواهر و عمه او است!!!


منبع :کتاب اسرار آل محمد (ص)- صفحه ی 87 

نقل کرده از بحار جلد 31 صفحه 99


 

+ نوشته شده در   جمعه سیزدهم خرداد 1390;ساعت  11:32 قبل از ظهر;  توسط  زینب;  | 


اهانت عمربن الخطاب به ساحت مقدس رسول الله (ص)


واقعه ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری یکی از ایام سخت برای مسلمین به


شمارمی آید روزی که روح بزرگ بهترین مخلوقات٬اشرف انبیاءالهی٬


مهربانترین و رئوفترین انسان روی زمین٬کوس سفر زد و داغ بزرگی


بر دل مؤمنین گذاشت.اما اتفاقی که این مصیبت را سنگین تر می


کرد و داغ دل را شعله ورتر می ساخت٬ اهانت به رسول الله(ص)


بود در حال وفات! بله


اهانت به رسولی که جز مهربانی و عطوفت کسی از او چیزی


ندیده بود


پیامبری که در روز فتح مکه به همه امان داد٬مسلمین را از تعرض


به مشرکین و معاندین بر حذر داشت٬حتی به ام المفاسد٬چرثومه


شرارت و


نکبت و سیاهی٬ابوسفیان امان داد٬مشرکینی که تا چند صباح


پیش به او


دشنام می دادند٬او را سنگ باران میکردند٬خاک و مزبله بر سر


مبارکش می ریختند و هزاران جنایت دیگر....از همه گذشت کرد


و همه را مورد عفو و رحمت خود قرار داد.


+ نوشته شده در   جمعه سیزدهم خرداد 1390;ساعت  11:29 قبل از ظهر;  توسط  زینب;  | 

الهی زهی خداوند پاک که بنده گناه کند و تو را شرم کرم بود.

الهی تو دوست می داری که من تو را دوست دارم با آن که بی نیازی از من

پس من چگونه دوست ندارم که تو مرا دوست داری با این همه احتیاج که

به تو دارم .

الهی من غریبم و ذکر تو غریب  و من با ذکر تو الف گرفتم زیرا که غریب با

غریب الف گیرد .

الهی شیرین ترین عطاها در دل من رجای تو خداوند است و خوش ترین

سخن ها بر زبان این گناهکار ثنای توست و دوست ترین وقت ها بر این

بنده ی مسکین گنهکار لقای توست .

الهی مرا عمل بهشت نیست و طاقت دوزخ ندارم اکنون کار با فضل تو افتاد.

الهی اگر فردا گویند چه آوردی ؟ گویم خداوندا از زندان موی بالیده و جامه ی

شوخگن و عالمی اندوه و خجلت توان آورد.

مرا بشوی و خلعت فرست و مپرس....

                                                                ( تذکره الاولیای عطار)


+ نوشته شده در   دوشنبه نهم خرداد 1390;ساعت  12:27 بعد از ظهر;  توسط  زینب;  | 

قلبت را با موعظه و اندرز زنده کن ،

و هوای نفست را با زهدو بی اعتنایی بمیران ،

دل را با یقین نیرومند ساز و با حکمت و دانش نورانی نما،

و با یاد مرگ رام کن،

و آن را به اقرار به فنای دنیا وادار ،

و با نشان دادن فجایع دنیا او را بصیر گردان ،

و از حملات روزگار و زشتی های گردش شب و روز بر حذرش دار،

اخبار گذشتگان را بر او بازگو نما ،

و آنچه را که به پیشینیان رسیده است یادآوریش کن،

در دیار و آثار مخروبه های آنها گردش نما و درست بنگر

که آنها چه کرده اند ،

ببین از کجا منتقل شده اند و کجا فرود آمده اند ،

خواهی دید از میان دوستان منتقل و به دیار غربت بار انداخته اند،

گویا طولی نکشد که تو هم یکی از آنها خواهی بود ،

منزلگاه آینده ی خود را اصلاح کن ،

و آخرتت را به دنیا مفروش...

+ نوشته شده در   دوشنبه نهم خرداد 1390;ساعت  12:26 بعد از ظهر;  توسط  زینب;  | 

خداوندا...


مرا وسيله ي صلح خويش قرار بده


آنجا كه كين است

                      بادا كه عشق آورم


آنجا كه تقصير است

                      بادا كه بخشايش آورم


آنجا كه تفرقه است

                      بادا كه يگانگي آورم


آنجا كه خطاست

                      بادا كه راستي آورم


آنجا كه شك است

                      بادا كه ايمان آورم


آنجا كه نوميدي است

                      بادا كه شادماني آورم

 

خداوندا...


بادا كه بيشتر در پي تسلي دادن باشم تا تسلي يافتن


در پي فهميدن باشم تا فهميده شدن


درپي دوست باشم تا دوست داشته شدن


چرا كه با بخشيدن است كه ميگيريم


با فراموشي خويشتن است كه خويشتن را باز مي يابيم


و بامردن است

                       كه به زندگي برانگيخته مي شويم....

+ نوشته شده در   دوشنبه نهم خرداد 1390;ساعت  12:22 بعد از ظهر;  توسط  زینب;  | 

- موقعيت اهل بيت در نزد خدا :

خدايى را حمد و سپاس گوييد كه به خاطر عظمت و نورش ،

هر كه در آسمانها و زمين است به سوى او وسيله مى جويد

و ما وسيله او در ميان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جايگاه قدس

او و حجّت غيبى و وارث پيامبرانش هستيم.

2- حرمت مست كننده ها :

پيامبر خدا (ص) به من فرمود : اى دوستِ پدر!

هر مست كننده اى حرام است و هر مست كننده اى خمر است.

3- بهترين زنان كيستند؟

حضرت در وصف اين كه بهترين چيز براى زنان چيست ،

فرموده اند : اين كه زنان، مردان را نبينند و مردان هم زنان را نبينند.

4- نتيجه عبادت خالص :

هر كه عبادت خالصش را به سوى خدا بالا فرستد ،

خداوند متعال برترين بهره و سودش را به سوى او پايين فرستد.

5- فاطمه در مقام شكوه از دو خليفه :

حضرت زهرا (س) خطاب به خليفه اوّل و دوّم فرمود :

آيا اگر حديثى را از پيامبر خدا (ص) نقل كنم به آن عمل

خواهيد كرد ؟ گفتند: آرىفرمودند : شما را به خدا آيا نشنيده ايد

كه پيامبر (ص) فرموده اند :

خشنودى فاطمه خشنودى من و خشم فاطمه خشم من است

، هر كه دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه

فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر كه فاطمه را

خشمگين نمايد مرا خشمگين نموده است ؟

گفتند : آرى ، چنين حديثى را از پيامبر خدا (ص) شنيده ايم.

فرمود : من هم خدا و فرشتگان را گواه مى گيرم كه شما دو نفر

مرا خشمگين نموديد و خشنودم نساختيد و چون پيامبر (ص) را

ملاقات نمايم حتماً از شما به او شكايت خواهم نمود.

6- بدترين امّت :

بدترين امّت من كسانى هستند كه :

از انواع نعمتها تغذيه مى كنند و خوراكى هاى رنگارنگ مى خورند

و لباسهاى گوناگون مى پوشند و هر چه بخواهند مى گويند.

7- نزديكترين اوقات زن به خدا :

پيامبر اكرم (ص) از اصحابش پرسيد : زن چيست؟ گفتند:

زن ناموس است.

فرمود : زن چه موقع به خدايش نزديكتر است ؟ اصحاب نتوانستند

جواب گويند.

چون اين سخن به گوش فاطمه (س) رسيد ، فرمود :

نزديكترين اوقات زن به خداى خود هنگامى است كه در كُنج

خانه خود باشد.

پس از اين جواب ، پيامبر اكرم (ص) فرمود : حقّا كه فاطمه

پاره تن من است.

8- نتيجه صلوات بر زهرا (س) :

رسول خدا (ص) به من گفت: اى فاطمه ! هر كه بر تو صلوات

فرستد ، خداوند او را بيامرزد و به من ، در هر جاى بهشت

باشم، ملحق گرداند.

9- على (ع)، رهبر و پيشوا :

پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كه من سرپرست اويم ، پس على

سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اويم ، پس على رهبر اوست.

10- حجاب فاطمه :

پيامبر اكرم (ص) همراه با مرد نابينايى به خانه فاطمه (س) آمد

، بلافاصله فاطمه (س)خود را كامل پوشاند.

رسول خدا (ص) فرمود : چرا خود را پوشاندى با اين كه او

تو را نمى بيند ؟

فاطمه (س) فرمود : اى پيامبر خدا! اگر او مرا نمى بيند ،

من كه او را مى بينم و او بوى مرا حس مى كند!

پيامبر اكرم فرمود : گواهى مى دهم كه تو پاره دل منى.

11- دستور العملى جامع :

در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا (ص)

بر من وارد شد ، فرمود : اى فاطمه ! نخواب مگر آن كه چهار

كار را انجام دهى:قرآن را ختم كنى، و پيامبران را شفيعت

گردانى و مؤمنين را از خود راضى كنى و حجّ و عمره اى

را به جا آورى.

اين را فرمود و شروع به خواندن نماز كرد ، صبر كردم تا نمازش

تمام شد ، گفتم : يا رسول اللّه! به چهار چيز مرا امر فرمودى

در حالى كه بر آنها قادر نيستم!

آن حضرت تبسّمى كرد و فرمود :
چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل اين است كه قرآن را

ختم كرده اى، و چون بر من و پيامبران پيش از من صلوات

فرستى ، شفاعت كنندگان تو در روز قيامت خواهيم بود و

چون براى مؤمنين استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند

شد و چون بگويى : سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ

اللّهُ وَ اللّهُ اكبر ُ، حجّ و عمره اى را انجام داده اى.

12- رضايت شوهر :

پيامبر اكرم (ص) فرمود : واى به حال زنى كه شوهرش را

خشمگين سازد و خوشا به حال زنى كه شوهرش از او خشنود باشد.

13- ثواب انگشتر عقيق :

كسى كه انگشتر عقيق به دست كند ، هميشه خير مى بيند.

14- على (ع) ، بهترين داور :

گروهى از فرشتگان درباره چيزى با يكديگر مشاجره نمودند

، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند ، خداوند متعال به

آنها وحى فرمود كه خودتان انتخاب كنيد و آنان على ابن ابيطالب

(عليه السلام) را برگزيدند.

15- زنان دوزخى :

پيامبر اكرم (ص) (درباره مشاهدات خود از عذاب دوزخيان

در شب معراج) فرمود :

دخترم ! امّا زنى كه به مويش آويخته شده بود ، كسى بود

كه مويش را از مردان نمى پوشانيد ، و آن كه به زبانش آويزان

بود، زنى بود كه شوهرش را آزار مى داد ... و آن كه سرش سرِ

خوك و بدنش بدنِ الاغ بود، زنى بود كه سخنچين و دروغگو بود

و آن كه صورتش به شكل سگ بود ، زنى بود كه آواز مى خواند

و نوحه سرايى مى كرد و حسد مى ورزيد.

16- شرايط روزه دار :
روزه دار چون زبانش و گوشش و چشمش و اعضايش را

[از حرام ]نگه ندارد، روزه دار نيست.

17- داناترين و نخستين مسلمان :

رسول خدا (ص) به من فرمودند : شوهر تو در دانش ، داناترين

مردم و نخستين مرد مسلمان و در بردبارى ، برترين مردم است.

18- كمك به ذرارى پيامبر :

پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كسى براى فردى از فرزندان من كارى

انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگيرد ، من پاداش دهنده او خواهم بود.

19- على و شيعيان :

پيامبر خدا (ص) به على (عليه السلام) نگريست و فرمود :

اين شخص و پيروانش در بهشت اند.

20- شيعه على در قيامت :

پيامبر خدا (ص) به على (عليه السلام) فرمود : اى اباالحسن !

آگاه باش كه تو و پيروانت در بهشت هستيد.

21- قرآن و عترت در آخرين سخن پيامبر :

از پدرم رسول خدا (ص) در هنگام مرضى كه به سبب آن از دنيا

رفت  و در حالى كه خانه مملوّ از اصحاب بود ـ شنيدم كه فرمود :

اى مردم ! نزديك است كه به آسانى از ميان شما رخت بربندم ،

و به تحقيق سخنى كه عذر را بر شما تمام كند پيش فرستادم.

بدانيد كه من در ميان شما ، كتاب پروردگارم و عترتم ، اهل بيتم

را بر جاى مى گذارم.

آن گاه دست على را گرفت و فرمود : اين على با قرآن است

و قرآن با على است ، از هم جدا نمى شوند تا هر دو در كنار

حوض كوثر بر من وارد شوند. من در قيامت از شما از آنچه درباره

اين دو پس از من انجام دهيد ، خواهم پرسيد.

22- شستن دستها :

رسول خدا (ص) فرمود : سرزنش نكند جز خود را ، كسى كه

شب كند ، در حالى كه دستش چرب و بدبو باشد.

23- نتيجه گشاده رويى :

گشاده رويى در چهره مؤمن براى صاحبش، بهشت را

سبب مى شود.

24- رنج خانه دارى :

اى رسول خدا ! دو دستم از سنگ آسيا پينه بسته ،

يك بار آرد مى كنم و يك بار خمير مى سازم.

25- زيان بخل :

پيامبر اكرم (ص) فرمود : از بخل ورزيدن بپرهيز ، زيرا كه بخل

آفتى است كه در شخص بزرگوار نيست.

از بخل بپرهيز ، زيرا كه آن درختى است در آتش دوزخ كه

شاخه هايش در دنياست ، هر كه به شاخه اى از شاخه هايش

درآويزد ، داخل جهنّمش گردانَد.

26- نتيجه سخاوت :

پيامبر اكرم (ص) به من گفت : بر تو باد سخاوت ورزيدن ،

زيرا كه سخاوت درختى از درختان بهشت است كه شاخه هايش

به زمين آويخته است ، هر كه شاخه اى از آن را بگيرد ، او را به

سوى بهشت مى كشاند.

27- نتيجه سلام و تحيّت بر رسول خدا و دخترش زهرا :

پدرم در زمان حياتش به من فرمود : هر كه بر من و تو تا سه

روز تحيّت و سلام بفرستد ، بهشت بر او واجب گردد.

28- خنده اسرار آميز :

هنگامى كه رسول خدا(ص) مريض شد ، دخترش فاطمه را نزد

خود خواند و در گوش او سخن گفت.

فاطمه (س) گريه كرد ، مجدّداً رسول خدا با او نجوا كرد ،

فاطمه (س) خنديد.

عايشه گويد : در اين باره از حضرت زهرا (س) پرسيدم ،

فرمود : چون پيامبر (ص) مرگش را به من خبر داد ، گريستم ،

پس از گريه ام به من خبر داد كه نخستين كسى كه او را

ملاقات كند من هستم ، در نتيجه خنديدم.

29- پيامبر ، پدر فرزندان زهرا :

فاطمه (س) از پيامبر اكرم (ص) نقل كرده كه فرمود :

همانا خداوند عَزَّ وَ جَلَّ ذرّيّه هر يك از فرزندان مادرى

را سبب ارتباط و خويشاوندى قرار داده كه به وسيله آن

ذرّيّه به او منسوب مى شوند ، مگر فرزندان فاطمه (س)

كه من سرپرست و خويشاوند آنها هستم.

[و به من منسوب مى شوند]

30- خوشبخت واقعى :

فاطمه (س) از پيامبر اكرم (ص) نقل كرده كه فرمود :

اين جبرئيل (عليه السلام) است كه مرا خبر مى دهد :

همانا خوشبخت ، تمام خوشبخت و خوشبخت واقعى

، كسى است كه على را ، در زندگى ام و پس از مرگم

، دوست داشته باشد.

31- پيامبر در جمع اهل بيت :

بر رسول خدا (ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود

: بنشين، در اين وقت حسن (عليه السلام) آمد ، فرمود :

نزد مادرت بنشين ، بعداً حسين (عليه السلام) آمد. فرمود :

با اينها بنشين. پس على (عليه السلام) آمد. فرمود : تو

نيز با اينان بنشين ، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى

ما انداخت. فرمود : خدايا ! اينها از منند و من از اينهايم ،

خدايا ! از اينان راضى باش ، همان طور كه من از اينها راضى ام.

32- دعاى پيامبر در وقت ورود و خروج از مسجد :

فاطمه (س) فرموده است :

پيامبر اكرم (ص) چون داخل مسجد مى شد مى فرمود

: «به نام خدا ، خدايا بر محمّد درود فرست و گناهانم را

بيامرز و درهاى رحمتت را برايم باز كن!» و چون خارج مى شد

مى فرمود : «به نام خدا ، خدايا بر محمّد درود بفرست و

گناهانم را بيامرز و درهاى بخششت را برايم باز كن!»

33- سحر خيزى :
رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى كه در خواب

صبحگاهى بودم ، مرا با پايش تكان داد و فرمود :

دخترم ! برخيز شاهد رزق و روزى پروردگارت باش و از

غافلان مباش ، زيرا كه خداوند روزى هاى مردم را بين

طلوع فجر تا طلوع آفتاب تقسيم مى كند.

34- مريض در پناه خدا :

فاطمه(س) فرموده است : پيامبر اكرم(ص) فرمود :

چون بنده خدا بيمار گردد ، خداوند به فرشتگانش وحى

مى كند : قلم تكليف را از بنده ام ـ تا وقتى كه در عهد

و پيمان من است ـ برداريد ، زيرا خودم او را بازداشت

نموده تا جانش را بگيرم يا آزادش گذارم. پدرم مى فرمود :

خداوند به فرشتگانش وحى فرستاد كه براى بنده بيمارم

پاداش كارهايى را كه در وقت سلامتش انجام مى داد ،

بنويسيد.

35- نرمخويى در مقابل ديگران و احترام به زنان :

پيامبر اكرم (ص) فرموده است : بهترين شما نرمخوترين

شما به اطرافيان و بزرگوارترين شما به زنان است.

36- پاداش آزادى بردگان :

پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كه بنده مؤمنى را آزاد كند ،

به اِزاى هر عضوى از آن بنده ، عضوى از او از آتش

جهنّم آزاد گردد.

37- زمان استجابت دعا :

رسول خدا(ص) فرمود : در روز جمعه ساعتى است كه بنده

مسلمان در آن وقت چيزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند

به او عطا گرداند، و آن وقتى است كه نيمه خورشيد به سوى

مغرب نزديك گردد.

38- سستى در نماز  :

از پدرم رسول خدا(ص)درباره مردان و زنانى كه در نمازشان

سستى و سهل انگارى مى كنند، پرسيدم.

آن حضرت فرمودند :

هر زن و مردى كه در امر نماز ، سستى و سهل انگارى

داشته باشد ، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى گرداند :

1ـ خداوند ، بركت را از عمرش مى گيرد.

2ـ خداوند ، بركت را از رزق و روزى اش مى گيرد.

3ـ خداوند ، سيماى صالحين را از چهره اش محو مى كند.

4ـ هر كارى كه بكند بدون پاداش خواهد ماند.

5ـ دعايش مستجاب نخواهد شد.

6ـ برايش بهره اى از دعاى صالحين نخواهد بود.

7ـ ذليل خواهد مُرد.

8ـ گرسنه جان خواهد داد.

9ـ تشنه كام خواهد مرد ، به طورى كه اگر با همه

نهرهاى دنيا آبش دهند ، تشنگى اش برطرف نخواهد شد.

10ـ خداوند ، فرشته اى را برمى گزيند تا او را در قبرش

ناآرام سازد.

11ـ قبرش را تنگ گرداند.

12ـ قبرش تاريك باشد.

13ـ خداوند فرشته اى را برمى گزيند تا او را به صورتش به

زمين كشد ، در حالى كه خلايق به او بنگرند.

14ـ به سختى مورد محاسبه قرار گيرد.

15ـ و خداوند به او ننگرد و او را پاكيزه نگرداند و او را

عذابى دردناك باشد.

39- شكست ظالم :

فاطمه (س) فرمود: پيامبر اكرم (ص) فرموده است :

دو سپاه ستمگر به هم نرسند ، مگر آن كه خداوند آن

دو را به حال خود واگذارد و باكى نداشته باشد كه كدام

يك پيروز گردد. و دو سپاه ستمگر به هم نرسند ، مگر آن

كه هزيمت و شكست از آنِ سپاه ظالم تر باشد.

40- بخشى از خطبه زهرا (س) :

حضرت زهرا (س) در آن سخنرانى معروفش در مسجد فرمود :

خداوند ايمان را براى تطهير شما از شرك قرار داد و نماز را

براى پاك شدن شما از تكبّر و زكات را براى پاك كردن جان

و افزونى رزقتان و روزه را براى تثبيت اخلاص و حجّ را براى

قوّت بخشيدن دين و عدل را براى پيراستن دلها و اطاعت ما

را براى نظم يافتن ملّت و امامت ما را براى در امان ماندن از

تفرقه و جهاد را براى عزّت اسلام و صبر را براى كمك در

استحقاق مزد و امر به معروف را براى مصلحت و منافع همگانى

و نيكى كردن به پدر و مادر را سپر نگهدارى از خشم و صله ارحام

را وسيله ازدياد نفرات و قصاص را وسيله حفظ خونها و وفاى

به نذر را براى در معرض مغفرت قرار گرفتن و به اندازه دادن

ترازو و پيمانه را براى تغيير خوى كم فروشى و نهى از

شرابخوارى را براى پاكيزگى از پليدى و دورى از تهمت را براى

محفوظ ماندن از لعنت و ترك سرقت را براى الزام به پاكدامنى

و شرك را حرام كرد براى اخلاص به پروردگارى او ، بنابراين ،

از خدا آن گونه كه شايسته است بترسيد و نميريد ، مگر آن

كه مسلمان باشيد و خدا را در آنچه به آن امر كرده و آنچه از

آن بازتان داشته است اطاعت كنيد ، زيرا كه :

«از بندگانش ، فقط آگاهان، از خدا مى ترسند.»

(سوره فاطر آيه 28)

+ نوشته شده در   دوشنبه نهم خرداد 1390;ساعت  12:14 بعد از ظهر;  توسط  زینب;  | 

خطبتها عليهاالسلام في مرضها لنساء المهاجرين والانصار قال سويد

بن غفلة: لمّا مرضت فاطمة عليهاالسلام المرضة الّتي توفّيت فيها،

دخلت عليها نساء المهاجرين و الانصار يعدنها، فقلن لها: كيف أصبحت

من علّتك يا ابنة رسول‏اللَّه؟

فحمدت اللَّه و صلّت على أبيها، ثم قالت:

خطبه آن حضرت در بيماريش براى زنان مهاجرين و انصار

سويد بن غفله گويد: هنگامى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام بيمار شد

، به همان بيمارى كه در اثر آن از دنيا رفت، زنان مهاجرين و انصار به

عيادت ايشان آمده و گفتند: اى دختر پيامبر خدا با اين بيمارى حالت

چطور است؟

آن حضرت حمد و سپاس الهى را گفته و برپدرش درود فرستاد و فرمود: 


اَصْبَحْتُ وَاللَّهِ عائِفَةً لِدُنْيا كُنَّ، قالِيَةً لِرِجالِكُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ،

وَ سَئِمْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ سَبَرْتُهُمْ، فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ وَ اللَّعْبِ بَعْدَ الْجِدِّ، وَ قَرْعِ

الصَّفاةِ وَ صَدْعِ الْقَناةِ، وَ خَطَلِ الْاراءِ وَ زَلَلِ الْاَهْواءِ، وَ بِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ

اَنْفُسُهُمْ اَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ، وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ، لا جَرَمَ لَقَدْ

قَلَّدَتْهُمْ رِبْقَتُها وَ حَمَّلَتْهُمْ اَوْقَتُها، وَ شَنَّنَتْ عَلَيْهِمْ عارَتُها، فَجِدْعاً وَ عَقْراً

وَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمينَ.

وَ يْحَهُمْ اَنَّى زَحْزِحُوها عَنْ رَواسِي الرِّسالَةِ وَ قَواعِدِ النُّبُوَّةِ وَ الدِّلالَةِ،

وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الْاَمينِ وَ الطِّبّينِ بِاُمُورِالدُّنْيا وَ الدّينِ، اَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ

الْمُبينُ، وَ مَا الَّذى نَقِمُوا مِنْ اَبِي‏الْحَسَنِ عَلَيْهِ‏السَّلامُ، نَقِمُوا وَاللَّهِ مِنْهُ نَكيرَ

سَيْفِهِ، وَ قِلَّةَ مُبالاتِهِ لِحَتْفِهِ، وَ شِدَّةَ وَ طْأَتِهِ، وَ نَكالَ وَقْعَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ

في ذاتِ اللَّهِ.

وَ تَا للَّهِ لَوْ مالُوا عَنِ الْمَحَجَّةِ اللاَّئِحَةِ، وَ زالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّةِ الْواضِحَةِ

لَرَدَّهُمْ اِلَيْها وَ حَمَلَهُمْ عَلَيْها،وَ لَسارَ بِهِمْ سَيْراً سُجُحاً، لايَكْلَمُ خُشاشُهُ

، وَ لا يَكِلُّ سائِرُهُ، وَ لا يَمِلُّ راكِبُهُ، وَ لَاَوْرَدَهُمْ مَنْهَلاً نَميراً صافِياً رَوِيّاً،

تَطْفَحُ ضِفَّتاهُ وَ لا يَتَرَنَّقُ جانِباهُ، وَ لَاَ صْدَرَهُمْ بِطاناً وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّاً وَ اِعْلاناً.


بخدا سوگند صبح كردم در حالى كه نسبت به دنياى شما بى‏ميل و

نسبت به مردان شما ناراحتم، آنان را از دهان خويش بدور افكنده، و

بعد از شناخت حالشان به آنان بغض ورزيدم، پس چه زشت است كندى

شمشيرها و سستى بعد از تلاش و سر بر سنگ خارا زدن، و شكاف

نيزه‏ها وفساد آراء و انحراف انگيزه‏ها، و چه زشت است ذخيره‏هائى

كه پيش فرستادند، و خداوند بر آنان خشم گرفته و در عذاب جاودانه

خواهند بود، بدون شك مسئوليت اين عمل بعهده ايشان بود و سنگينى

آن بدوششان است، و ننگ و عارش دامنگيرشان مى‏گردد، پس اين شتر

بينى‏بريده و زخم‏خورده باشد، و گروه ستمكاران از رحمت الهى بدورند.

واى بر آنان، چگونه خلافت را از مواضع ثابت و بنيانهاى نبوت و ارشاد، و

محل هبوط جبرئيل، و آگاهان به امور دين و دنيا دور ساختند، آگاه باشيد

كه اين زيان بزرگى است، و چه عيبى از على عليه‏السلام گرفتند، بخدا

سوگند عيب او شمشير براّنش، و بى‏اعتنائى به مرگ، و شدّت برخوردش،

و عقوبت دردناكش، و اينكه غضبش در راه رضاى الهى بود.

بخدا سوگند اگر از راه روشن بدور رفته، و از پذيرش طريق مستقيم كناره

مى‏گرفتند، آنان را بسوى آن آورده و بر آن وامى‏داشت، و به سهولت

براهشان مى‏برد، و اين شتر را سالم به مقصد مى‏رساند، كه راهبرش

را دچار زحمت نكند و سواره‏اش را ملول نگرداند، و آنان را به محل آب

خوردنى مى‏رساند، كه آبش صاف و فراوان بوده و از آن لبريز باشد و

هرگز كدر نگردد، و ايشان را از آنجا سيراب بيرون مى‏آورد، و در پنهان

و آشكار برايشان ناصح بود.



وَ لَمْ يَكُنْ يَتَحَلَّى مِنَ الدُّنْيا بِطائِلٍ، وَ لا يَحْظي مِنْها بِنائِلٍ، غَيْرَ رَىِّ النَّاهِلِ

وَ شَبْعَةِ الْكافِلِ، وَ لَبانَ لَهُمُ الزَّاهِدُ مِنَ الرَّاغِبِ وَ الصَّادِقُ مِنَ الْكاذِبِ.

وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى امَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكات ٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ

وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَاَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ، وَ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْ هؤُلاءِ

سَيُصيبُهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزينَ.

اَلا هَلُمَّ فَاسْمَعْ، وَ ما عِشْتَ اَراكَ الدَّهْرَ عَجَباً، وَ اِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ

قَوْلُهُمْ، لَيْتَ شِعْرى اِلى اَىِّ سِنادٍ اسْتَنَدوُا، وَ اِلى اَىِّ عِمادٍ اِعْتَمَدُوا،

وَ بِاَيَّةِ عُرْوَةٍ تَمَسَّكُوا، وَ عَلي اَيَّةِ ذُرِّيَّةٍ اَقْدَمُوا وَاحْتَنَكُوا؟ لَبِئْسَ الْمَوْلى

وَ لَبِئْسَ الْعَشيرُ، وَبِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلاً.

اِسْتَبْدَلوُا وَاللَّهِ الذَّنابي بِالْقَوادِمِ، وَالْعَجُزَ بِالْكاهِلِ، فَرَغْماً لِمُعاطِسِ قَوْمٍ

يَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً، اَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ

، وَيْحَهُمْ اَفَمَنْ يَهْدى اِلى الْحَقِّ اَحَقُّ اَنْ يُتَّبَعَ اَمَّنْ لاَيهِدّى اِلاَّ اَنْ يُهْدى،

فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ.


اگر او در محل خلافت مى‏نشست هرگز ثروت دنيوى براى خود قرار نمى‏داد

، و از آن بهره فراوانى برنمى‏داشت، جز به اندازه فرونشاندن تشنگى و رفع

گرسنگى، و به ايشان مى‏شناساند تا بين زاهد و دنياپرست، و راستگو و

دروغگو تشخيص دهند. و اگر ملّتها ايمان آورده و تقوى پيشه كنند بركات

آسمان و زمين را بر آنان فرومى‏ريختيم، ولكن آيات الهى را تكذيب كردند

و از اينرو آنان را در برابر آنچه انجام دادند گرفتار ساختيم، و كسانى كه

از اين گروه ستم نمودند نتايج زشتى كارشان بزودى دامنگيرشان شده

و هرگز بر ما غالب و پيروز نخواهند شد.

آگاه باش، بيا و بشنو، هرچه زندگى كنى روزگار عجائبى را بتو نشان خواهد

داد، و اگر تعجب كنى، گفتار اينان تعجب‏آور است، اى كاش مى‏دانستم كه

به چه پناهگاهى پناهنده شده، و به كدام ستونى تكيه داده، و بر كدام

فرزندانى تجاوز نموده و استيلا جسته‏اند؟ چه بد رهبر و دوستى را انتخاب

كرده‏اند، و براى ستمكاران بد بدلى است.

بخدا سوگند، بجاى پرهاى بزرگ، روى بال دم را انتخاب، و بجاى پشت،

دم را برگزيدند، ذليل گردد قومى كه مى‏پندارد با اين اعمال كار خوبى

انجام داده است، بدانيد كه اينان فاسدند اما نمى‏دانند، واى بر اينان،

آيا كسى كه هدايت يافته سزاوار پيروى است، يا كسى كه هدايت

نيافته و نيازمند هدايت است، واى بر شما چگونه حكم مى‏كنيد.



اَما لَعَمْرى لَقَدْ لَقَحَتْ، فَنَظِرَةٌ رَيْثَما تُنْتِجُ ثُمَّ احْتَلِبُوا مِلْاَ الْقَعْبِ دَماً عَبيطاً

وَ ذِعافاً مُبيداً، هُنالِكَ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ يَعْرِفُ التَّالُونَ غِبَّ ما اَسَّسَّ الْاَوَّلُونَ

، ثُمَّ طيبُوا عَنْ دُنْياكُمْ اَنْفُساً وَاطْمَئِنُّوا لِلْفِتْنَةِ جاشاً، وَ اَبْشِرُوا بِسَيْفٍ صَارمٍ

وَ سَطْوَةٍ مَعْتَدٍ غاشِمٍ، وَ بِهَرَجٍ شامِلٍ، وَ اسْتِبْدادٍ مِنَ الظَّالِمينَ، يَدَعُ فَيْئَكُمْ

زَهيداً، وَ جَمْعَكُمْ حَصيداً، فَيا حَسْرَتا لَكُمْ، وَ اَنَّى بِكُمْ وَ قَدْ عُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ، اَنُلْزِمُكُمُوها وَ اَنْتُمْ لَها كارِهُونَ.

قال سويد بن غفلة: فأعادت النساء قولها عليهاالسلام على رجالهنّ،

فجاء اليها قوم من المهاجرين و الانصار معتذرين، و قالوا: يا سيدة النساء

لو كان أبوالحسن ذكر لنا هذا الامر قبل أن يبرم العهد و يحكم العقد لما

عدلنا عنه الى غيره.

فقالت عليهاالسلام: اِلَيْكُمْ عَنّى، فَلا عُذْرَ بَعْدَ تَعْذيرِكُمْ، وَ لا اَمْرَ بَعْدَ

تَقْصيرِكُمْ.



بجان خودم سوگند، نطفه اين فساد بسته شد، در انتظار باشيد تا اين

مرض فساد در پيكر جامعه منتشر شود، آنگاه از پستان شير خون تازه

و زهرى هلاك‏كننده بدوشيد، در اينجاست كه رهپيمايان راه باطل زيانكار

شده، و آيندگان عاقبت اعمال گذشتگان را مى‏يابند، آنگاه جانتان با

دنيايتان، و قلبتان با فتنه‏ها آرام مى‏گيرد، و بشارت باد شما را به

شمشيرهاى كشيده و حمله متجاوز ستمكار، و به هرج و مرج عمومى

و استبداد زورگويان، كه حقوقتان را اندك داده و اجتماع شما را بوسيله

شمشيرهايش درو خواهد كرد، پس حسرت بر شما باد كه كارتان به كجا

مى‏رسد، آيا من مى‏توانم شما را به كارى وادارم كه از آن روى گردانيد.

سويد بن غفله گويد: زنان سخنان آن حضرت را براى شوهرانشان بازگو

كردند، گروهى از مهاجرين و انصار براى عذرخواهى نزد ايشان آمده و

گفتند: اى سرور زنان، اگر حضرت على عليه‏السلام اين مطالب را قبل

 از بيعت با ابوبكر برايمان مى‏گفت كسى را بر او ترجيح نمى‏داديم. آن

 حضرت فرمود: از نزدم دور شويد، بعد از ارتكاب گناه و سهل‏انگارى،

عذرخواهى براى شما مفهومى ندارد.

+ نوشته شده در   دوشنبه نهم خرداد 1390;ساعت  12:13 بعد از ظهر;  توسط  زینب;  | 

با سلام خدمت دوستان عزیز

این وبلاگ رو فقط برای بیان مطالب مذهبیه شیعه

راه اندازی کردم

امیدوارم مورد خشنودی امام عصر ( عج) و مورد توجه

شما دوستان گرامی قرار گیرد .

+ نوشته شده در   یکشنبه هشتم خرداد 1390;ساعت  11:45 قبل از ظهر;  توسط  زینب;  |